![]() |
![]() |
|
|
داشتم تو صفحه هاي اينترنت دنبال يه مطلبي مي گشتم که يکي دو جمله از بزرگاي اين دنيا خوندم که خيلي آموزنده بود. مي زارم تا شما هم بخونيد.
هرمان هسه مي گه : شايد چالاک ترين نباشم، شايد بالابلندترين يا نيرومندترين نباشم، شايد بهترين و زيرک ترين نباشم، اما قادرم کاري را بهتر از ديگران انجام دهم و اين کار هنر خود بودن است. من واقعا به اين جمله هسه اعتقاد دارم پاسکال مي گه که : آنقدر شکست مي خوردم تا راه شکست دادن را بياموزم پطر کبير هم گفته: انسان براي پيروزي آفريده شده ، او را مي توان نابود کرد ولي نمي توان شکست داد. نيچه هم اينو مي گه که مرا دوست بدار، اندکي ولي طولانـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــي...................................
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 16:0 توسط |
|
|
آموخته ام ... که وقتی عاشقید، عشق شما در ظاهر نیز نمایان می شود |
|
+ نوشته شده در
ساعت 15:39 توسط |
|
|
دلم تنگه یه چیزیه اما نمی دونم چی يادمه شب سال تحويل 86 كه مصادف بود با آخرين شب ماه صفر رفتم دم در هفت تا از مسجداي محلمون و خيلي دعا كردم و اگه دروغ نگم از ته ته دلم يه چيزايي از خدا خواستم و الان كه نگاه مي كنم مي بينم كه خيلي بيشتر از اوني خواستم بهم داده و خدارو شكر مي كنم. اميدوارم لياقتش رو داشته باشم و بتونم با بنده خوب بودن قدرش رو بدونم. اما امسال از اولين روز سال حال خوبي ندارم، انگار يه چيزي رو گم كردم ، نمي دونم چي، فقط مي دونم كه به خاطرش خيلي دلم تنگه ، هر لحظه امكان داره بزنم زير گريه و به پهناي صورتم اشك بريزم، همونطوري كه از روزاي اول سال هر شب كارم همين بود، امكان نداشت يه شب بدون اشك بخوابم. الانم حالم اصلا خوب نيست، البته شانس آوردم كه تو ظاهر اصلا نشون نمي دم و همه فكر مي كنن كه خيلي حالم خوبه و هيچ غمي تو اين دلم نيست ولي نمي دونن اون تو چه خبره، به هر حال اميدوارم كه بتونم از اين وضعيت بيام بيرون و حالم خوب بشه، تو رو خدا برام دعا كنيد. |
|
+ نوشته شده در
ساعت 11:51 توسط |
|
|
زندگــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــي ...........................
در سراشیبی که نامش زندگیست با همه بیگانگیها می روم در سکوت سرد غمگین زمان بي هدف بی یار و تنها می روم در سراشیبی که نامش زندگیست می روم شاید که در دشت بزرگ باز یابم آنچه را گم کرده ام |
|
+ نوشته شده در
ساعت 11:31 توسط |
|
|
ما آدما هميشه صداهاي بلند و مي شنويم؛ |
|
+ نوشته شده در
ساعت 11:9 توسط |
|
|
"عصر روز هفتم" با حضور مهتاب نصيرپور آخرين برنامه"عصرروز هفتم" در آخرين روزهاي سال ۸۶ هم تموم شد. فاطمه آل عباس و اشكان صادقي در غياب فاطمه نيرومند و محمدرضا سيكارودي مجري هاي اصلي برنامه با شور و هيجان خاصي برنامه رو اجرا كردند. حال و هواي برنامه شاد و پر از هيجان بود. نمي دونم شايد به خاطر حضور پرانرژي خانم آل عباس بود و شايد هم من اينجوري فكر مي كنم. مهتاب نصيرپور بازيگر تئاتر و سينما هم كه در بيست و ششمين جشنواره فيلم فجر سيمرغ بهترين بازيگر نقش مكمل زن رو براي بازي در فيلم فرزند خاك دريافت كرد، مهمان تلفني برنامه بود. مهتاب نصيرپور سال 1344 در تهران به دنيا اومده و ليسانس بازيگري و كارگرداني تئاتر رو از دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران سال 1371 دريافت كرد. بازي در تئاتر رو از سال 1365 و بازي در سينما رو از سال 1370 با «مسافران»، همكاري «بهرام بيضايي» شروع كرد. دنياي وارونه، سگ كشي، من ترانه ۱۵ سال دارم، به نام پدر، الو الو من جوجوام از فيلم هايي سينمايي كه در اون بازي كرده، آخرين تئاتري هم كه من از مهتاب نصيرپور ديدم نمايش "عشقه" محمدرحمانيان بود كه خيلي خوشم اومد.
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 12:41 توسط |
|
|
برگزيدگان جشنواره بيست و ششم فيلم فجر اعلام شدند
بالاخره بيست و ششمين جشنواره بين المللي فيلم فجر هم ديشت در تالار بزرگ كشور به كار خودش پايان داد و فهرست برگزیدگان رشتههای مختلف بخشهای مسابقه سینمای ایران از سوی هیئتهای داوری به این ترتیب اعلام شد: جایزه ویژه سینمای ایران به نگاه ملی: فرزند خاک بهترین فیلم: "به همین سادگی" سیدرضا میرکریمی بهترین کارگردانی: مجید مجیدی "آواز گنجشکها" بهترین فیلمنامه: سیدرضا میرکریمی و شادمهر راستین "به همین سادگی" بهترین بازیگر نقش اول زن: هنگامه قاضیانی "به همین سادگی" البته اسم ترانه عليدوستي تو فهرست كانديداي بهترين بازيگر نقش اول زن خالي بود. به نظر من فوق العاده بود. ولي حيف كه ....
بهترین بازیگر نقش اول مرد: امین حیایی "شب" سیمرع بلورین یک عمر دستاور فنی و هنری: علیرضا زریندست بهترین فیلمبرداری: حسین جعفریان "دیوار" بهترین تدوین: حسن حسندوست "آواز گنجشکها" بهترین موسیقی متن: حسین علیزاده "آواز گنجشکها" بهترین بازیگر زن نقش مکمل: مهتاب نصیرپور "فرزند خاک" بهترین بازیگر مرد نقش مکمل: محسن طنابنده "استشهادی برای خدا" بهترین صدا: ایرج شهزادی "آتش سبز" بهترین طراحی صحنه و لباس: ژیلا مهرجویی و شعله نواب تهرانی "آتش سبز" بهترین جلوههای ویژه: حسین طلابیگی "پرچمهای قلعه کاوه" بهترین چهرهپردازی: سعید ملکان "آواز گنجشکها" بهترین فیلم مستند کوتاه: "ترانه اندوهگین کوهستان" حامد خسروی بهترین فیلم مستند بلند و نیمهبلند: "تینار" مهدی منیری بهترین فیلم اول: "در میان ابرها" سیدروحالله حجازی بهترین فیلم کوتاه: "بومرنگ" داریوش غریبزاده لوح سپاس و پلاک طلایی سیمرغ از نگاه ملی: کارگردان و تهیهکننده "آتش سبز" |
|
+ نوشته شده در
ساعت 15:49 توسط |
|
|
بررسي فضاي فرهنگي، اجتماعي، سياسي دهه 40 و 50 از زبان دكتر صادق طباطبايي دكتر صادق طباطبايي در "گفتگوي روز" راديو گفتگو به بررسي فضاي فرهنگي اجتماعي و سياسي دهه هاي 40 و 50 در ايران و خارج از كشور پرداخت. صادق طباطبايي در سال 1340 پس از اخذ ديپلم طبيعي از مدرسه دين و دانش قم عازم لبنان مي شود .چند روزي نزد دايي خود امام موسي صدر مي ماند و علي رغم خواسته اين بزرگوار مبني بر تحصيل در دانشگاه امريكايي بيروت به آلمان نزد عموي خود دكتر مسعود طباطبايي كه آنزمان پزشك متخصص زنان در آلمان بود مي رود . (فايل صوتي سفارش امام موسي صدر به صادق طباطبايي شب قبل از رفتن به آلمان در سايت مركز مطالعات امام موسي صدربا نام سفارش ماندگار آورده شده است كه لينك آن را در پايين براي شما مي آورم ) صادق طباطبايي بواسطه علاقه زيادي كه به شيمي داشت قصد تحصيل در رشته شيمي دانشگاه بوخوم را داشته كه بخاطر پايان مهلت ثبت نام در رشته مهندسي متالورژي كه نزديكي زيادي به رشته شيمي داشته مشغول به تحصيل شده و همزمان در يك معدن مشغول به كار مي شود كه ماجراي انفجار معدن و به اغما رفتن چند روزه وي خود جالب و شنيدني است . در هر حال وي در رشته شيمي آلي دانشگاه بوخوم پذيرفته شده و موفق به كسب درجه فوق تخصص در اين رشته شده وسپس در دانشگاه آخن به كسب دكتراي بيوشيمي در شاخه آنزيمولوژي و ژنتيك مي شود.شايد وي بزرگترين افتخار علمي خويش را در اين مي بيند كه در سن 32 سالگي موفق به كسب كرسي استاد تمام در دانشگاه آخن مي شود. وي همچنين در سال 1971 به عضويت جامعه پژوهشگران آلمان DFG)) در آمده كه نتايج پژوهشهاي علمي و آزمايشگاهي او در مجله علمي (FEBC) ارگان فدراسيون اروپايي بيوشيميستها منتشر شده است . در اين سالها وي در كنار رشد و تكامل علمي به كارهاي اجتماعي و سياسي نيز پرداخته است . از عضويت وي در اتحاديه انجمنهاي اسلامي اروپا و چند دوره دبير روابط بين الملل آن سازمان گرفته تا انتشار فصل نامه عقيدتي سياسي : اسلام مكتب مبارز و عضويت در هيئت تحريريه آن كه اين نشريه ارگان اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان در اروپا ، آمريكا و كانادا بوده است . وي در سال 1357 همراه امام خميني به ايران مي آيد و ابتدا در وزارت كشور معاونت سياسي و اجتماعي آن وزارتخانه و برگزاري رفراندوم نظام جمهوري اسلامي را بر عهده داشته است . سپس در زمان دولت مهندس بازرگان وي معاونت سياسي ايشان و سخنگوي دولت موقت و همچنين وزير مشاور در اين دولت بوده است . بعد از استعفاي مهندس بازرگان تا رياست جمهوري رجايي ايشان سرپرستي نخست وزيري را با حكم حضرت امام عهده دار بوده است. بحث درمورد دكتر صادق طباطبايي زياد است .شايد بشود از همه جانبه نگري و روشن بيني او صفحه ها نگاشت . از دانش او ، از هنر او ، از شيوايي كلام او ، از زيبايي جسم و جان او ، از سياست او ، حرف بسيار است. در حاليكه پاي صحبت او نشستن هم حال و لطف خودش را دارد . در اين گفتگو، دكتر طباطبايي ابتدا ، فضاي فرهنگي داخل كشور را بازگو كرد: فضاي داخلي كشور در زماني كه امام برنامه خودشان را آغاز كردند يك فضاي فرهنگي خاص بود كه شايد براي نسل سوم امروز يك مقدار باورش مشكل باشد. در آن زمانفضايي كه بر جامع حاكم بود خصوصا در حوزه مسئله جدايي دين از سياست بود. در حوزه علميه مسائل و مقوله هاي مربوط به اجتهاد هيچ ارتباطي با مسائل روز و ملموس جامعه نداشت. در حجره ها و فضاهاي حوزوي بحث بر روي مفروضات بود و اجتهاد از واقعيت هاي اجتماعي به دور بود و يك خصلت ديگري هم حاكم بود و آن نوعي پذيرفتن يا مشروعيت دادن به سكوت در مقابل دستگاه حاكم. هيچ فرد عاقلي رضايت نمي دهد به جباريت دستگاه، شيوه مبارزه نبود و يا هر نگراني نتيجه عملي سكوت در مقابل دستگاه. بنابراين زماني كه امام برنامه خود را آغاز كردند با همچنين شرايطي در حوزه مواجه شدند ولي با نوعي يورش طوفنده آغاز مي كنند كه تقريبا تمام مراجع را به حركت درمي آورند، اما اين به حركت در آوردن طولاني نيست بعد از مدتي افراد در ايستگاه هاي مختلف از قطار پياده مي شوند و به جايي مي رسند كه فقط امام يكه دار ميدان است. به عنوان مجتهد براي تغيير نظام حاكم و فراهم كردن شرايط و موانع فرهنگي جامعه چه در حوزه و چه در دانشگاه عهده دار شد كه البته با كمك ياران ايشان در قم و هدايت ايشان از نجف و البته انجمن هاي اسلامي هم در اروپا و هم آمريكا و بعدها در شبه قاره هند و خاورميانه فضاي سياسي داخل كشور به جهانيان نشان داده شد و وظيفه شرعي ملي و مذهبي را انجام مي دادند. دانشگاه و دانشجويان هم هيچ وقت سياست مبارزه با نظام حاكم را راها نكردند. به خصوص از سال 32 به بعد دانشگاه سنگر مبارزات اجتماعي و سياسي بود. اما در آن مقطع نوعي غزب زدگيو نوعي گرايش به ماركسيست و خفيف تر به سوسياليست كه بعدها تحت تأثير فضاي فرهنگي كشورهاي آمريكاي لاتين كه با جنبش هاي آزادي بخش تحت لواي ماركسيسم به پيروزي هاي نسبي دست يافته بودند نوعي عواطف در جوان هاي ايراني نسبت به تفكر ماركسيست و كمونيست به وجود آمده بود و بايد با اين مقابله مي شد. دكتر طباطبايي در ادامه به آغاز فعاليت هاي خود در آلمان اشاره كرد و گفت: از سال 40 قبل از شروع برنامه هاي امام به آلمان رفتم و در سال 42 به پيروي از برنامه هاي امام فعاليت خودم را آغاز كردم. در آن زمان هنوز انجمن هاي اسلامي نبود و سازمان دانشجويان ايراني شهر آخن وابسته به فدراسيون آلمان كنفدراسيون جهاني محصلين و دانشجويان ايراني آغاز كردم. بعد از يك سال يكي از اعضاي هيئت كارداران انجمن شدم و سال دوم مسئول فرهنگي شدم. در پاييز سال 43 يك بخش نامه از طرف كنفدراسيون به تمام فدراسيون ها داده شد و فدراسيون ها موظف بودند كه براي عيد نوروز 45 يك برنامه و جشن باشكوهي هرچه تمام تر برگزار كنند. كه البته بايد اين برنامه يك درآمد مالي هم داشته باشد و بنده به عنوان مسئول برگزاري جشن نوروز انتخاب شدم. ابتدا جزواتي به زبان آلماني در مورد نوروز ايران، آيين ها و مراسم هاي اقوام مختلف ايران تهيه كرديم و در جشن يك برنامه تئاتر و موسيقي هم تدارك ديديم. در اين جشن ده برابر هزينه اي كه براي جزوه كرده بوديم از طريق آگهي ها به دست آورديم. در جشن علاوه بر توزيع جزوات نقل و سكه هم تهيه كرديم به شركت كنندگان هديه كرديم. بعد از يك هفته جلسه كنگره برگزار شد و قرار شد كه من گزارش كار جشنواره را بدهم كه البته بنده را متهم به خيانت به آرمان و اهداف كنفدراسيون كردند و گفتند كه بايد رسما عذرخواهي كنم و دليلشان هم تبليغ مذهبي از طريق توزيع سكه ها بود كه روي آنها يا صاحب الزمان ادركني نوشته شده بود. ما با چنين فضايي روبرو بوديم. البته كنفدراسيون خدمات زيادي در دفاع از زندانيان سياسي، ارتباط با سازمان هاي مختلف، وكلا و اعزام نمايندگان ايراني به صليب سرخ و بازديد از زندان هاي شاه انجام داد. در داخل كشور نيز در بين شاگردان امام آنهايي كه از حوزه هاي درس امام استفاده مي كردند و هم فكر امام بودند بعد از اينكه امام تبعيد شدند، گردهم آمدند و در يك طراحي حركت بلندمدت فرهنگي را انجام دادند و با تشكيل گروههاي كوچك يك برنامه منظمي را تدارك ديدند، و از طريق شيوه هاي خاص به هم مرتبط مي شدند و به كارهاي فرهنگي مي پرداختند. بسياري از آنها بازداشت شدند، تبعيد شدند، شكنجه شدند. آنها عده اي از بزرگان حوزه از جمله آيت ا... بهشتي، مطهري، مفتح، باهنر و هاشمي بودند كه حوزه را رها كردند و به تهران آمدند. وي افزود: ما بايد اين شرايط را براي نسل سومي ها بازگو كنيم تا آنها بدانند كه اين پيروزي و انقلاب به سادگي، آسان و ارزان به دست نيامده است كه بتوان راحت از آن گذشت. اين پيروزي بايد گرامي داشته شود. در آن زمان بعد از تبعيد حاج آقا مصطفي نيز حاج احمدآقا در قم مانده بودند و مركزيت دفتر امام توسط وي اداره مي شدو اين جوان هوشيار و زيرك مركز ارتباط تمام گروه هاي سياسي با پدرش بود. در عمق هوشياري و به كار بردن انواع شيوه ها گروه ها را هدايت مي كرد. ما در خارج نيز از طريق سيستم ارتباطي كه هر سال مي آمدند به اروپا و طرح برنامه هايشان را مي دادند برنامه 4 ماه آينده و تبليغاتمان را تبيين مي كرديم. در اروپا معرفي ايران به جهانيان، آماده كردن افكار عمومي غرب و ارتباط با مجامع بين المللي از وظايف ما بود ما تمام فعاليت ها را با رهبري امام انجام داديم تا اينكه از سال 54 ، 55 كنفدراسيون ديگر فعاليتي نداشت و از آن زمان انجمن هاي اسلامي يكه تاز ميدان سياست هاي خارج از كشور بودند.
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 9:16 توسط |
|
|
تجليل از حميد عاملي پدر قصه گوي ايران در راديو تهران
اين مراسم امروز در استوديو شماره 8 راديو تهران واقع در ميدان ارگ برگزار شد و چهرههايي چون حسن خجسته، محمد حسين صفارهرندي، حميدرضا خزاعي، قائم مقام معاونت صدا، جمعي از گويندگان راديو مانند محمود سارنگ، ايرج برخورداري، عباس تهراني، ژاله علو، علي آذري، صدرالدين شجره، امير ميريان، مريم نشيبا، امير نوري، جعفر شيرازي و جمعي ديگر از كارمندان راديو حضور داشتند . «حميد عاملي» نيز كه اين روزها به دليل سرطان ريه در بستر بيماري به سر ميبرد، به سختي به همراه همسرش «سهيلا عاملي» در اين مراسم حضور يافت. |
|
+ نوشته شده در
ساعت 15:27 توسط |
|
|
اكبر رادي، درام نويس نامي ايران صبح امروز آرام گرفت
«اكبر رادي»، يكي از بزرگترين نمايشنامهنويسان ايران صبح امروز در بيمارستان پارس در سن 68 سالگي درگذشت و صبح روز جمعه از مقابل تالار وحدت تشييع مي شود. او متولد 1318 در رشت بود. آثار و نمايشنامههاي رادي براساس تاريخ و فرهنگ ايران و باورهاي مردم اين سرزمين خلق شده كه مانند آثار مرجع همواره براي مخاطبان جدي، قابل توجه و تأمل است و براي جوانان عرصه هنر و نمايش ميتواند يك كارگاه آموزشي باشد.
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 15:43 توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
زندگی دشوار است، اما من از او سخت ترم
|
| پیوندهای روزانه |
|
کامران نجف زاده خبرهايي از راديو مازيار ناظمي شهر سايه آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|